تبليغاتX
ریاضیات برای همه

سه شنبه نهم شهریور 1389

شب قدر

ضمن عرض تسلیت شهادت حضرت علی (ع) از همه شما التماس دعا دارم.

نوشته شده توسط حسین ابراهیم پور- یک معلم ریاضی در 23:5 |  لینک ثابت   • 

شنبه ششم شهریور 1389

بدون شرح

نوشته شده توسط حسین ابراهیم پور- یک معلم ریاضی در 7:3 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه یکم شهریور 1389

مسئله

روزي فرماندهاي در قصرش نشسته بود وداشت به 12جعبه ي پر از شمش طلا نگاه مي كردكه دوازده نماينده اواين هارا از 12شهر جمع اوري كرده بودند وروي هر جعبه نام نماينده وشهر ان نوشته شده بود ناگهان يكي وارد شد وگفت اي پادشاه من براي يكي از نماينده ها كارمي كردم او من وچند نفر ديگر را مجبور كرده بود تا از هر شمش طلا به مقدار 30 گرم به وسيله ي ساييدن شمشها كم كنيم 

ووقتي كه ان مرد خواست نام ان نماينده را بگويد چاقويي به سمت او پرتاب شد واو مرد

ما مي توانيم با وزن كردن شمش هاي درون جعبه ها شمش هايي كه كم دارند را شناسايي كنيم اما شما بگوييد كه چگونه مي توان با يك بار وزن كردن مشخص كنيم شمش هاي كدام جعبه كم دارند            

 جواب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسین ابراهیم پور- یک معلم ریاضی در 17:48 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و دوم مرداد 1389

برمهمانی خدا فرا خوانده شدید

برمهمانی خدا فرا خوانده شدید . و از جمله اهل کرامت قرار گرفته اید.در این ماه نفس های شما تسبیح,خواب شما عبادت,عملهایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.
حلول ماه مبارک رمضان ,ماه رحمت و برکت و غفران مبارک باد .
              

 

        

نوشته شده توسط حسین ابراهیم پور- یک معلم ریاضی در 6:37 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389

تقویم ذهنی بوسیله ریاضی

روش حفظ کل تقویم سال در چند دقیقه:این کار بسیار ساده است. حتی در ظرف یک دقیقه هم امکان پذیر است:
فقط شما کافی است اولین شنبه هر ماه رو بدونید که چندم است؟
مثلا فروردین سوم است.و اولین 5شنبه اون میشود 5+3=8
(رمز:فردین اولین فیلم خود را در 3 سالگی بازی کرد)
برای هر ماه در ذهن خودتون یک رمز بسازید
اسفند:وقتی اسپند دود می کنم یک غول سه سر از اون بیرون میاد!
دومین سه شنبه؟------>3+7+3=13

نوشته شده توسط حسین ابراهیم پور- یک معلم ریاضی در 13:44 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389

یک مساله ی معروف

دو عرب با هم مسافرت میکردند یکی از آنها ۵ قرص نان و دیگری ۳ قرص نان با خود داشت. عرب سومی به آنها پیوست .شب شد و همه با هم ۸ قرص نان را خوردند.عرب سوم ۸ درهم به ان دو عرب دیگر داد که بر سر تقسیم ان بین این دو اختلاف افتاد. آن که ۵ قرص نان داشت می گفت تقسیم باید به نسبت ۵ به ۳ انجام گیرد و دیگری می گفت باید به تساوی باشد.اختلافشان بالا گرفت و سرانجام از حضرت علی داوری خواستند .

آن حضرت ۷ درهم را حق صاحب ۵ قرص نان و ۱درهم را حق صاحب ۳ قرص نان دانست!!!
به نظر شما داوری حضرت بر چه پایه ای بوده است؟

نوشته شده توسط حسین ابراهیم پور- یک معلم ریاضی در 13:43 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389

ای کاش

کاش مختصات کردارمان روی ربع اول می ماندو به سمت ربع های دیگر نمی رفتیم.

کاش تابع گناهنمان نزولی باشد تا بالاخره در یک جا پایان پذیرد.

کاش لااقل گناهانمان اینقدر پیوسته نباشد و حد اشتباهاتمان به بینهایت میل نکند.

کاش از سخنان بیهوده و اعمال مکروهه که فراوان هم هستند جذر می گرفتیم.

کاش دنیا با تمام دلخوشی هایش در نظرمان نقطه ای تو خالی باشد.

کاش بتوانیم اعمال نیک و بسیار اندکمان را به توان برسانیم تا به حساب آیند.

کاش انتگرال بی حرمتی هایمان در محضر دوست توبه باشد.

کاش بتوانیم آهنگ رو به افزایش حجم روز مرگی ها به ما فرصت فکر کردن به خود را بدهد.

کاش لگاریتم کلیه اعمالمان در مبنای رضای خدا برود تا مقبول درگاهش واقع شود

نوشته شده توسط حسین ابراهیم پور- یک معلم ریاضی در 13:41 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389

بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین

To fall in love
عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندي که دلت درد بگيره

To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اينکه از مسافرت برگشتي ببيني هزار تا نامه داري

To go for a vacation to some pretty place.
براي مسافرت به يک جاي خوشگل بري


To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از راديو گوش بدي

To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بري و به صداي بارش بارون گوش بدي

To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدي بيرون ببيني حو له ات گرمه !

To clear your last exam.
آخرين امتحانت رو پاس کني

To receive a call from someone, you don""t see a lot, but you want to.
کسي که معمولا زياد نمي‌بينيش ولي دلت مي‌خواد ببينيش بهت تلفن کنه


To find money in a pant that you haven""t used since last year.
توي شلواري که تو سال گذشته ازش استفاده نمي‌کردي پول پيدا کني


To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
براي خودت تو آينه شکلک در بياري و بهش بخندي !!!

Calls at midnight that last for hours.
تلفن نيمه شب داشته باشي که ساعتها هم طول بکشه


To laugh without a reason.
بدون دليل بخندي

To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفي بشنوي که يک نفر داره از شما تعريف مي‌کنه


To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشي و ببيني که چند ساعت ديگه هم مي‌توني بخوابي !


To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگي رو گوش کني که شخص خاصي رو به ياد شما مي‌ياره


To be part of a team.
عضو يک تيم باشي


To watch the sunset from the hill top.
از بالاي تپه به غروب خورشيد نگاه کني


To make new friends.
دوستاي جديد پيدا کني


To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتي "اونو" ميبيني دلت هري بريزه پايين !


To pass time with your best friends.
لحظات خوبي رو با دوستانت سپري کني


To see people that you like, feeling happy
کساني رو که دوستشون داري رو خوشحال ببيني


See an old friend again and to feel that the things have not changed.
يه دوست قديمي رو دوباره ببينيد و ببينيد که فرقي نکرده


To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزني


To have somebody tell you that he/she loves you.
يکي رو داشته باشي که بدونيد دوستت داره


remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh ......
يادت بياد که دوستاي احمقت چه کارهاي احمقانه اي کردند و بخندي و بخندي و ....... باز هم بخندي


These are the best moments of life....
اينها بهترين لحظه‌هاي زندگي هستند


Let us learn to cherish them.
قدرشون روبدونيم


"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگي يک هديه است که بايد ازش لذت برد نه مشکلي که بايد حلش کرد
نوشته شده توسط حسین ابراهیم پور- یک معلم ریاضی در 13:40 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم مرداد 1389

چگونه می توان تاریخ تولد کسی را حدس زد؟

در روابط جبری می توان تنها یک مجهول داشت و حیله ی بازی را بر آن استوار کرد. به  همین شیوه می توان حیله های دیگری شامل عبارات دو مجهولی ابداع کرد و برای آنها دو عدد یافت .

نمونه ای را در نظر بگیرید که بدان طریق می توان تاریخ تولد افراد را تعیین کرد.

نخست ماههای سال را از 1 تا 12 شماره گذاری کنید و شماره 1 را به فروردین اختصاص دهید. m را برای ماه و d را برای روزی که می خواهیم معین کنیم در نظر می گیریم . حال از مخاطب بخواهید عملیات زیر را انجام دهد:

 

(فرض می کنیم روز 5 خرداد زاده شده باشد)

 

15= 3×5

m5

1- شماره ماهی را که در آن متولد شده است 5 برابر کند

22=7+15

7+ m5

2- 7 واحد به حاصلضرب اضافه كند

88=4×22

28+m20

3- حاصل را 4 برابر كند

101=13+88

41+m20

4- 13 واحد به نتيجه اضافه كند

505=5×101

205+m100

5- حاصل را در 5 ضرب كند

510=5+505

 d+205+m100

6- عدد روزي كه متولد شده به حاصل ضرب بيفزايد

305=205- 510

d+m100

7- 205 واحد از حاصل كم كند

 

 

اينك عدد بدست آمده در مرحله آخر را از او بخواهيد. مرتبه صدگان شماره ماه مورد نظر يعني خرداد است و باقي مانده ارقام(يعني 05) نمايانگر روز تولد مخاطب است.

نوشته شده توسط حسین ابراهیم پور- یک معلم ریاضی در 16:5 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم مرداد 1389

شگفتيهاي رياضي

امروز مي خوام يه معما و يكي از شگفتيهاي رياضي را مطرح كنم

 

معمای دروغگو

 

ريچارد به دروغگو حرفه اي است اون شش روز هفته دروغ ميگه و فقط يه روز از هفته است كه حرف راست مي زنه حالا شما با توجه به حرفاش بگيد اون چه روزي را راست ميگه؟

 

روز اول:

من دوشنبه و سه شنبه دروغ مي گم

روز دوم:

امروز پنج شنبه يا شنبه يا يك شنبه است

روز سوم :

من چهار شنبه و جمعه دروغ مي گم

 

 


 

34² = 1156                                                            67² = 4489

 

334² =111556                                                           667² = 444889

 

3334² =11115556                                                          6667² = 44448889

 

33334² = 1111155556                                                   66667² = 4444488889

و الی آخر                                                                     والی آخر

 

 

نوشته شده توسط حسین ابراهیم پور- یک معلم ریاضی در 16:3 |  لینک ثابت   •